سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

118

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

ابو العباس خطبه‌اش را با اين توصيف آغاز كرد كه عباسيان ، حاميان اسلام ، شايستگان دين و پناه و دژ آن مىباشند و براى دين قيام كرده ، از آن دفاع و ياريش مىكنند . او سپس به نزديكى عباسيان به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و اين‌كه خداوند آنان را به قرابت و خويشاوندى با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ممتاز گردانده است ، اشاره كرد . پس از آن ابو العباس آياتى از قرآن كريم « 1 » تلاوت كرد كه در آن‌ها خويشاوندان ( ذى القربى ) رسول صلّى اللّه عليه و آله مدح شده بودند . آن‌گاه به اصل كلام پرداخت و به باور غاليان شيعى سبأى اشاره كرد كه علويان را براى خلافت شايسته‌تر از عباسيان مىدانستند ، هرچند ابو العباس به صراحت نام علويان را نياورد و چنين گفت : « سبأيه گمراه ، ديگران را به رياست و سياست و خلافت از ما محق‌تر پنداشته‌اند ، نفرين بر آنان و رويشان سياه باد ! » سپس ابو العباس از علت حقانيت بنى عباس به خلافت پرسيد و خود چنين پاسخ داد : « خدا مردم را به وسيله ما پس از گمراهىشان هدايت كرد و از پس جهالتشان ، بصيرت داد و پس از هلاكتشان نجات بخشيد و به وسيله ما حق را نمايان ساخت و باطل را نابود و تباهىهاى مردم را اصلاح كرد . خداوند به‌وسيله ما زبون را رفعت داد و نقص را كامل و تفرقه را جمع كرد تا جايى كه مردم پس از دشمنى در امر دين و دنيا ، اهل الفت و نيكى و هميارى شدند . » سپس ابو العباس به اين اشاره كرد كه بنى اميه خلافت را غصب كردند و بنى عباس حق خود را پس گرفتند ، و بالأخره گفت : « حق به ما رسيد و امت بر ما گرد آمدند . » ابو العباس به سبب تب و بيمارى ، نشسته خطبه خواند و گفتار خود را طولانى نكرد . او خطبه خود را به مدح و اعلام دوستى اهل كوفه پايان داد . مىدانيم كه كوفه مركز شيعيان علوى در عهد على بن ابى طالب عليه السّلام و در طول عصر اموى بود . اما ابو العباس ولايت و محبت آنان را نسبت به همه آل بيت پيغمبر ، و نه صرفا آل بيت على ، حساب كرد و گفت : « اى مردم كوفه ! شما محل محبت و جايگاه مودت ماييد و از اين امر عدول نكرديد و ستم

--> ( 1 ) . اين آيات كريمه از اين قرارند : « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » ، « قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » ، « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ » ، « ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى » و « اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى . »